محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3325

تاريخ الطبرى ( فارسي )

بر گروه مردم شهرى گماشت . عاصم بن قيس همدانى را بر گروه تميم و همدان گماشت ، و رفاء بن عازب اسدى را بر مذحج و اسد گماشت ، سعر بن ابى سعر حنفى را بر گروه ربيعه و كنده گماشت . گويد : آنگاه از كوفه حركت كرد ، مختار و كسان به بدرقهء وى بيرون شدند و چون به دير ابو موسى رسيد ، مختار با وى بدرود گفت و راه بازگشت گرفت ، به دو گفت : « وقتى با دشمن تلاقى كردى مهلتشان مده و چون فرصت به دست آمد تأخير مكن ، هر روز خبر تو پيش من آيد ، اگر محتاج كمك شدى به من بنويس اما من براى تو كمك مىفرستم و گر چه استمداد نكنى كه اين كار ترا دل مىدهد و سپاهت را نيرو مىدهد و دشمنت را مىترساند . » يزيد بن انس به دو گفت : « فقط مرا به دعاى خويش كمك كن كه همين كمك مرا بس . » كسان به دو گفتند : « خدا همراهت باشد و به مقصدت برساند و تاييدت كند » آنگاه با وى بدرود گفتند . يزيد بن انس به آنها گفت : « براى من شهادت بخواهيد به خدا اگر با آنها تلاقى شد و نصرت نيافتم ، ان شاء الله شهادت خواهم يافت . » گويد : مختار به عبد الرحمن بن سعيد بن قيس نوشت : « اما بعد : يزيد را با ولايت واگذار ، ان شاء الله و سلام بر تو باد » گويد : يزيد بن انس با كسان حركت كرد و شب در سورا ببود ، روز بعد برفت و شب را در مداين بود . كسان از شتاب وى در سپردن راه شكايت آوردند و يك روز و شب آنجا بماند ، سپس آنها را از سرزمين جوخى ببرد و از راذانات گذشت و آنها را به سرزمين موصل رسانيد و در بنات تلى فرود آمد . عبيد الله از آمدن وى و جاى توقفش خبر يافت و از شمارشان پرسيد - خبرگيرانش گفتند كه سه هزار سوار از كوفه با وى برون شده‌اند .